از گذشته های دور خلیج فارس منطقه تجاری بین آفریقا و آسیا بوده است. تاریخ تجارت برده ها در این ناحیه به اوایل قرون وسطی بر می گردد، زمانی که تجار مسلمان برده ها را از زنگبار یا ایتیوپی به خلیج فارس می آوردند. بعدها این عده که به عنوان ملوان بر روی کشتی های بادبانی و مسافرتی بین موزامبیک و زنگبار و کویت کار می کردند ساکنان کناره های خلیج فارس شدند و به سرعت با سایر مردم این ناحیه مختلط شدند.

این اختلاط شامل ساکنان قشم، لارک، لنگه، میناب و بندرعباس و چندین اجتماع کوچک دیگر شد.
سیاهان در این جامعه را می توان از اندام تنومندشان، لبهای پرگوشتشان، چشمهای سیاهشان و موهای فر دار سیاهشان تشخیص داد.
لازم به یادآوری است که درباره سیاهان جنوب ایران نظریه دیگری هم وجود دارد و آن این است که این سیاهان ساکنان اولیه این مناطق بوده اند و در زمان ورود آریایی ها به قلمروشان توسط آریایی ها به اسارت گرفته شده اند.

مراسم زار(عکس از احمد بازماندگان قشمی)nakhloaftab.com

مراسم زار(عکس از احمد بازماندگان قشمی)nakhloaftab.com


بر اساس منابع و متون قدیمی و از لحاظ فرهنگی نظریه دوم طرفدار چندانی ندارد. با بررسی آیین ها و اعتقادات سیاهان جنوب ایران و شیوه زندگی آنها می توان به شباهت های بین این مردم با مردم بانتو-تونگا در آفریقا پی برد. این پژوهش بیشتر بر نظریه اول تکیه دارد.

اهل هوا :
گروهی از سیاهان جنوب ایران را اهل هوا می نامند که در مناطقی جنوب بندرعباس ، قشم ،میناب، بندر لنگه، بوشهر و جزیره هرمز زندگی می کنند. در مورد این مردم عجیب اینکه آنها باد را پرستش می کنند. اما آنها هیچ نوع آگاهی در مورد منشا بادها و دلیل اهمیت آن در زندگی شان ندارند. بسیاری از آنها اعتقاد به باد را به سنت های دیرین نسبت می دهند.
تنها بعضی از بزرگان اهل هوا بر این اعتقادند که خاستگاه بادها از سرزمینی بسیار دور است. این باد به خلیج فارس می رسد و شخصی را انتخاب می کند و او را بیمار می کند.
مراحل بی مار شدن فرد توسط باد
این بادها فقیران را بیمار می کنند. فرد ژست خاصی می گیرد و چیزهای نا مفهومی را به زبان جاری می کند. به بیماری که باد وارد بدنش شده جن زده یا زار می گویند.
چه کسانی دچار این بیماری می شوند؟ ولگردان کنار دریا، ماهیگیران، ناخداها و به طور کلی افرادی که توانایی انجام کاری را ندارند بیشتر در معرض این بیماری هستند.

مراسم زار(عکس از احمد بازماندگان قشمی)nakhloaftab.com

مراسم زار(عکس از احمد بازماندگان قشمی)nakhloaftab.com


مراحل درمان فرد جن زده :

فردی که بیمار می شود او را نزد پزشک می برند. اگر پزشک از تشخیص و درمان بیماری عاجز ماند، او را به نزد ملای محل می برند. ملا ظاهرا از راه عبادت استعداد و توانایی های خاصی برای علاج بیماری به دست آورده است. اگر او نیز نتوانست کاری انجام دهد او را به نزد بابا یا ماما زار می برند.

بابا و ماما زار چه کسانی هستند؟

بابای زار به مردی گفته می شود که توانایی تشخیص نوع جن را دارد. او همچنین می تواند جن را از بدن شخص بیمار خارج کند، مانند بابا ایاد که در بندر لنگه اقامت دارد.
مامای زار به زنی گفته می شود که بیماری زن یا دختر را درمان می کند، مانند ماما حنیفه در جزیره قشم. هر کدام از این ها نوع بادی که در بدن شخص است را می توانند تشخیص دهند و هر یک از این متخصصان فقط توانایی خروج یک نوع باد از بدن بیمار را دارند. مثلا بابا ایاد بادی به نام نوبان را ضعیف می کند و جن را از بدن بیمار خارج کند و ماما حنیفه که خون بیشتری نوشیده است دو باد نوبان و زار را می تواند تشخیص دهد و از بدن بیمار خارج کند.

مراسم زار(عکس از مهرداد اسکویی)nakhloaftab.com

مراسم زار(عکس از مهرداد اسکویی)nakhloaftab.com


انواع بادهایی که سیاهان جنوب ایران به آن معتقدند:
باد مشایخ ، باد زار ، باد نوبان ، باد جن ، باد لیوا

مراحل خروج جن از بدن بیمار :

بستگی به قدرت نوع باد مراسم زار ممکن است بین سه روز تا دو هفته به طول می انجامد.در طول مراسم،فرد بیمار از نگاه کردن به سگ،مرغ و از انجام اعمال جنسی منع میشود.بسته به جنسیت بیمار اگر مرد باشد از بابای زار و اگر زن باشد از مامای زار استفاده میشود.
بابای زار غذای بیمار را به چادری که به منظور انجام مراسم در کنار دریا در نظر گر فته شده است می برد. در طول شب پمادی که حاوی ۲۱ نوع گیاه دارویی و ادویه هایی که از هندوستان می آورند به بدن فرد بیمار مالیده می شود
در روز آخر جدا سازی جن از بدن بیمار، ابتدا بابای زار از آماده بودن بیمار برای جدا کردن جن مطمئن می شود.در این روز بابای زار گیاه دارویی را با هفت برگ از گیاه بدون خار و خاک هفت مسیر مخلوط می کند و به بدن بیمار میمالد.
وقتی کار مالیدن به پایان رسید بابای زار از زن یا دختری که چوب خیزران بدست دارد می خواهد تا همه اهل هوا مخصوصا دختران اهل هوا را برای شرکت در مراسم جن گیری خبر دار سازد.اهل هوا به افرادی تلقی می شود که قبلا جن از بدن آنها طی مراسم زار خارج شده است.
قبل از آوردن بیمار به مراسم ،بابای زار قدرت باد را کم می کند به این منظور او از بیمار می خواهد تا به شکم بخوابد سپس انگشتان بزرگ پای بیمار را با طنابی که از موی بز ساخته شده است به هم می بندد و یک نوع روغن ماهی مخصوص زیر سوراخ های بینی بیمار می مالد بابای زار اشعاری می خواند و چوب خیزرانش را تکان می دهد وجن را تهدید می کند که از بدن بیمار خارج شود.در این زمان صدایی شنیده می شود که صدای جیغ و زوزه جن است که آماده خروج از بدن بیمار است .
اگر دختر خیزران بدست کارش را خوب انجام داده باشد چادر مراسم پر از اهل هوا می شود.دختران اهل چند ویژگی دارند:لباس رنگارنگ می پوشند، با رقصیدن، به مراسم زار رونق می بخشند موزون راه می روند افراد را به شرکت در مراسم تشویق می کنند در مراسم زار سه نوع طبل به کار می رود:دهل گپ(طبل بزرگ)،کسر وطبل کوچک.طبل ها را پشت سر هم قرار میدهند و گلدانی که گیاهی بنام کندروک در آن می سوزانند درست روبروی ردیف طبل ها قرار می دهند.
انواع میوه های تازه، گل ها، سبزی ها،تلنبار بر روی سفره قرار می دهند قربانی که یک بز است در محل مراسم قربانی می کنند و خون ان را در تشتی می ریزند.
بابای زار شروع به نواختن طبل می کند،در خیمه چرخی می زند و شروع به آواز خواندن می کند اگر نوع باد که بعدا توضیح آن می آید کافر باشد سروده ها به زبان سواحلی خوانده می شود واگر باد مسلمان باشد اشعار به عربی خوانده می شود وشنونده ها شروع به تکرار اشعار می کنند.
همان طور که ضربه های طبل بلند می شود بیمار که در مقابل بابای زار نشسته، بیشتر و بیشتر نا آرام می شود،تا اینکه در آخر دچار تشنج می شود تشنج از یک تکان کوچک در سر سر بیمار شروع می شود تا اینکه به لرزش شدید در سر تا سر بدن بیمار می رسد.وقتی تکان ها به اوج خود می رسدبیمار به تشت پر از خون نزدیک می شود وآن را می نوشد ناگهان بی هوش می شود بابای زار بر این اعتقاد است که نوشیدن خون قدرت باد را ضعیف می کند هر بابا یا مامای زار دست کم یک بار خون نوشیده است.هر نوع باد به ریتم خاصی از طبل واکنش نشان می دهد بابای زار باید ریتم مخصوص همان باد را بنوازد.
با هر ضربه ای جن در بدن بیمار حرکت می کند اکنون وقت آن رسیده است که بابای زار با جن صحبت کند بابای زار خواسته های جن را می شنود وبه او می گوید که خواسته هایت را اجابت می کنم و در این حالت جن از بدن خارج می شود.د بعضی از موارد پس از گذشت چند روز ممکن است جن بدن بیمار را ترک نکند این قبیل بیماران از نظر اهل هوا لا علاج محسوب می شوند این بیماران باید مرگ را انتخاب کرده،به بیابان برده می شوند ودر انجا رهایشان می کنند.
خواسته های جن متفاوت است:از هدیه کوچک مانند چوب خیزران گرفته تا پیراهن حریر وحلقه طلا.به نمایندگی از بیمار بابای زار به جن وعده برآورده شدن خواسته هایش را می دهد .اگربیمار نتواند خواسته های جن را برآورده سازد دو باره در جسم او وارد می شود.
برای سهولت در خروج جن از بدن بیمار را به سمت قبله قرار می دهند و مطمُِن می شوند که سر بیمار با کف تماسی ندارد و سپس بابای زار از بیمار می خواهدبا قدرت هر چه تمام تر به سینه او مشت بکوبد این عمل به خروج جن از بدن بیمار وادار می کند.
اگر چه شرکت در مراسم آزاد است اما محدودیت ها و قید وبندهایی دارد وقتی آخرین بخش مراسم اجرا می شود شرکت کننده ها باید کاملا ساکت باشند اگر کسی دهانش را باز کند ،حرفی بزند یا خمیازه بکشد جن او را بیمار می کند محدودیت هایی در مورد پوشیدن کفش یا نوشیدن چای وجود دارد تخطی از این مقررات و محدودیت ها تنبیه با ضربه های چوب خیزران به توسط بابای زار به همراه دارد.
برای هر نوع از باد ها که وارد بدن فرد می شود تنها یک نوع مراسم بر گزار می شود.
سیاهان تصورات خاصی در مورد منشا این باد ها دارند که همه ی این تصورات در هاله ای از خرافه احاطه شده است.سیاهان خلیج فارس بستگی به شدت باد آن را طبقه بندی می کنند فردی که به طور موفقیت آمیز بر باد ها فایق اید بابا یا مامای زار می نامند که خود می تواند در خارج کردن باد از بدن بیمار تخصص داشته باشد.

انواع بادها :

سیاهان خلیج فارس به ۷۲ نوع باد اعتقاد دارند که مهمترین آنها در ذیل می آید :
باد زار :از اتیوپی سودان و مصر سر چشمه می گیرد و به خلیج فارس می رسد . زنی در مصر به نام شیخه این نوع را باد را از بدن بیمار خارج می کند طی مراسمی که بسیار به اهل هوا نزدیک است.

۲)باد مشایخ باد بی آزار و از عدن و عربستان و خلیج فارس سر چشمه می گیرد این باد همان طور که از نامش پیدا است باد مسلمان می نامند این نوع باد با نذر و هدیه از بدن بیمار خارج می شود .این باد صیادان مروارید و ناخدا ها را بیمار می کند .مراسم خارج کردن باد از بدن بیمار در چادر انجام نمی شود بلکه در زیارت گاهی که قدمگاه نامیده میشود بر گزار می شود در اینجا می توان به تاثیر پذیری سیاهان از فرهنگ شیعی پی برد زیرا شیعیان به امام زاده معتقدند. اهل هوا وقتی به سمت امام زاده حرکت می کنند پرچم مخصوصی که علم نامیده می شود حمل می کنند قدمگاه(امام زاده) شیخ البهار(شیخ البحار) نام دارد و در نزدیکی دریا واقع شده است دلیل اینکه باد مشایخ به گونه ای دیگر درمان می شود هنوز مشخص نیست از ویژگی های باد مشایخ ناپدید شدن صیادان و ناخداهاست.

۳) باد جن این باد به باد کفر معروف است و در ایران و مسقط به یک اندازه خطرناک محسوب می شوند .آن ها در بیشه زار های انجیر هندی ،در کنار آب انبار های متروکه و چاه های آب در کمین فقیران هستند این باد در طی مراسم خون می خواهد ولی درمواردی ریختن قطره ای خون در تشت پر از آب آنها را راضی می کند.

۴) باد های ایرانی:این باد ها بسیار بی آزارند این باد ها بر اساس تصورات خرافی ایرانیان نام گذاری شده است. اهل هوا معتقد اند این باد ها از سوی غول و پری هستند.

۵) باد لیوا:از مسقط بر می خیزد و ضرری ندارد .در مراسم خروج باد لیوا از بدن بیمار ۷۰ نفر همزمان می رقصند و صحنه هایی شاد و پر هیاهویی را می آفرینند. انجام این مراسم به دلایل سیاسی ممنوع است.
آنچه در بالا آمد گوشه هایی از آداب و رسوم سیاهان جنوب ایران به خصوص حاشیه نشینان خلیج فارس می باشد.
اما در بین مردم تونگا در افریقا نیز آداب و رسوماتی دیده می شود که بسیار به آیین سیاهان خلیج فارس نزدیک است. صحبت از مراسم جن زدایی در بین مردم تونگا در این مقاله نمی گنجد .اما برای درک هر چه بیشتر نزدیکی آیین این دو گروه می توان به شباهت های زیر اشاره کرد:
هر دو گروه برای خروج جن از بدن بیمار مراسمی دارند
اهل هوا و مردم تونگا برای مداوای بیمار به نزد بابا یا مامای زار می روند.
هر دو گروه مراسم خود را در چادر بر گزار می کنند.
در هر دو مراسم بابای زار با جن صحبت می کند یا او را می ترساند تا از بدن بیمار خارج شود.
هر دو مراسم ممکن است دو هفته به طول انجامد.
در مراسم هر دو گروه خون وجود دارد.
در هر دو مراسم خون نوشیده می شود.
در مراسم هر دو گروه جن از بیمار تقاضا هایی می کند.
در هر دو مراسم خروج جن از بدن بیمار با نوشیدن خون همراه است.
شباهت های زیادی در موسیقی و رقص آنها وجود دا



مردم‌ ساحل‌نشین‌ جنوب‌ ایران‌، ارواح‌ و جنها را به‌ صورت‌ باد مى‌پندارند و معتقدند که‌ هر بادی‌ جنى‌ دارد که‌ با آن‌ به‌ درون‌ جسم‌ آدمیزادگان‌ مى‌رود و آنها را تسخیر و «هوایى‌» مى‌کند . اینان‌ جن‌ بادهای‌ خطرناک‌ و موذی‌ و آسیب‌رسان‌ را «مَضِرّاتى‌» مى‌نامند. به‌ عقیدة اهل‌ هوا شخص‌ مُسخَّر باد یا «بادْزده‌»

(قس‌: جن‌زده‌) اختیارش‌ را از دست‌مى‌دهد و به‌ بیماری‌ «دیوْباد»، یعنى‌ جنون‌ و دیوانگى‌  دچار مى‌شود و به‌ صورت‌ مَرکب‌ و فرس‌ باد در مى‌آید . اهل‌ هوا ، این‌ بیماران‌ را «هوایى‌»، و بادهای‌ سوار بر مَرکب‌ یا بیمار را در زبان‌ سواحلى‌ «په‌ په‌2» و در عربى‌ «هُبوب‌» مى‌نامند. (1) درمان بیماران اهل هوا  به دست   «بابازار» و «ماما زار» ها است . راه درمانشان  مجلسی است   با  ساز و آواز و قربانی و رقص و خوردنی و اسباب مخصوص. گاهی دو، سه و یا تا ده دوازده روز مراسم درمان به درازا می کشد، اگر  بیمار درمان نشد رهایش می کنند تا از دنیا برود.  (2)  در مجلس بازی مطلقاً نباید نامی از خدا و رسول و ائمه برده شود. سیزده زار معروف در سواحل جنوب به نام شناخته شده‌است. هر کدام با یک افسانه و سابقه تاریخی، حتی محل و ماوا و ملیت (عربی، هندی، سواحلی) آنها برای مبتلایان شناخته شده‌است. اغلب سیاهان و جاشوان و فقرا گرفتار می‌شوند. (3) «اهل هوا» یا «اهل زار» و «زاری» مجموعه‌ای پراکنده و گسترده ای از انسان‌های هر منطقه را پوشش می‌دهد و آنها را بواسطه همین «بادها» به هم متصل و به عبارتی خویشاوند می‌سازد. (4) در مراسم «زار» دو ساز کوبه‌ای به نام‌های کسر و دهل (Kaser&Doholl)  به همراه آواز نواخته می‌شود که گاه از تعداد بیشتر سازهای کوبه ای (معمولاً یک کسر و دو دهل) استفاده می‌شود و آنها را با دست و انگشت می‌نوازند. (5)  این بادها با موسیقی به مهر می‌آیند و بابا یا ماما به‌تدریج به هویت باد پی می‌برند و باد نامِ خود را فاش می‌کند. مراحل بعدی درمان از این پس امکان‌پذیر می‌شود. در صورتی‌که خواسته‌های باد بر آورده شود، باد «زیر» شده و بیمار را آزار نخواهد داد. اما «مرکب» خود را که همان بیمار باشد کاملاً رها نمی‌کند.  (6)درمان در مراسم موقتی است و کسی که به جرگه «اهل هوا» می‌پیوندد در طول عمر خویش به دفعات گرفتار «بادها» شده و نیاز به «بابا یا ماما» و اجرای مراسم دارد. (7)
معمولاً اهالی  جنوب هیچ غریبه ای را در مراسم زار راه نمی دهند مگر اینکه آن شخص را خودی یا خویشاوندِ خود بدانند. مهرداد اسکویی به واسطه رفت و آمد طولانی مدت در میان مردمان سَلَخ در جزیره قشم توانسته است به عنوان فردی خودی عکسهای زنده ای از یکی از مراسم زار بگیرد. در این سلسله عکسها بابا زار عیسی مراسمی در خانه خودش برای جن زدگی یکی از بیماران برگزار کرده است. نوعِ باد بیمار طبق گفته مهرداد اسکویی بادِ سرخ است. او در این باره می گوید: « طی این مراسم با همراهی ریتمهایِ سازهای کوبه ای بابا عیسی سعی در بیرون راندن بادِ سرخ از جسمِ بیمار را داشت. قریب به اتفاق حضار جاشوان (کارگران لِنچ) بودند که در آن میان سه جوان از طریق قایقهای تند رو به کار قاچاق اشتغال داشتند.» در این مراسم از مواد عطری، سازها و دهلهای جنوبی که ریشه ای افریقایی دارند استفاده شده است.

درباره منشاءِ این مراسم اطلاعات زیادی در دست نیست. گویا عقاید مربوط به بادهای زار از راه حبشه به سرزمین‌های اسلامی راه یافته است. مراسم مربوط به زار و پایین آوردن آن در جنوب ایران غیر از مراسم و آداب و رسومی است كه در آفریقا، یا شبه قاره‌ هند به جای آورده می‌شود. ولی در هر حال، هنوز این معتقدات و آداب و رسوم رنگ و بوی تند آفریقایی خود را از دست نداده‌اند : تمام باباها و ماماهای اهل هوا سیاه‌پوست هستند و آوازها و صدای پایكوبی گروهی ساحل‌نشینان، چه درعروسی و چه در عزا،‌ هنوز شور و حال آفریقایی دارند.

غلامحسین ساعدی می‌نویسد : اهل هوا كسانی هستند كه گرفتار یكی از بادها شده‌‌اند و بادها قوای مرموز و جادویی را گویند كه همه جا بر نوع بشر مسلط هستند. هیچ‌كس را قدرت مقابله با آن‌ها نیست و آدمیزاده در مقابل‌شان راهی جز قربانی دادن و تسلیم شدن ندارد. بادها هم‌چون آدمیان مهربان یا بی‌رحم، كور یا بینا، كافر یا مسلمانند. وقتی كسی گرفتار یكی از بادهای مرموز شد، باید پیش بابا یا مامای زار برود تا طی مجالس و مراسمی خاص باد را از تن بیمار خارج كنند. بعد از شفا و بیرون رفتن باد از تن بیمار، آن شخص در جرگه اهل هوا در می‌‌آید. باباهای زار معتقدند،‌ اشخاصی كه مبتلا به مرض سردرد، چشم‌درد یا دل‌درد می‌شوند و از طریق توصیه‌های پزشك بهبود نمی‌یابند، یا دوای خانگی مصرف می‌كنند و درمان نمی‌شوند، برای درمان باید به نزد بابا یا مامای زار بروند.
این مراسم بیش‌تر در جزیره قشم و بندر لنگه، معمولاً در شب‌های چهارشنبه انجام می‌شود. بابای زار عده‌ای را مأمور می‌كند چوب خیزران به دست گیرند و دور‌ آبادی و خانه‌ها بگردند و با این علامت، زاری‌ها آگاه می‌شوند كه مراسم برگزار خواهد شد. زنان و مردان لباس‌های خود را می‌پوشند، موهای خود را شانه زده، عطر مخصوص بر صورت و تن خود می‌پاشند و برای رقص و بازی‌ زار آماده می‌شوند. ابتدا دوای مخصوصی كه معجونی است از كُندُرَك، ریحان، گَشته (چوبی است از بمبئی می‌آورند)،‌ زعفران، هل، جوز و زبان جوجه (گیاهی است كه در كوه می‌روید) تهیه می‌نمایند. بابای زار، شخص مبتلا را به مدت هفت روز در حجاب و دور از چشم دیگران نگاه می‌دارد. در این مدت بیمار نباید زن و سنگ و مرغ ببیند و به طوركلی چشم هیچ زنی،‌ چه محرم چه نامحرم، نباید بر وی بیفتد و اگر بیمار زن باشد، برعكس. فقط بابا یا مامای زار مواظب وی است. در تمام مدت حجاب، معجون تهیه شده را بر تن بیمار می‌مالند و مقدای هم به وی می‌خورانند و عده‌ای هم كه معمولاً زنان و مردان سیاه و خوش‌صدا هستند، با دهل‌های كوچك و بزرگ خود به پایكوبی می‌پردازند. قبل از شروع مجلس، سفره‌ مفصلی پهن می‌شود و در آن چیزهایی از قبیل انواع غذاها تا گیاهان معطر، ریاحین جنوب، میوه كُنار، خرما، گوشت و خونی كه برای درمان بیمار لازم است چیده می‌شود. خون سر سفره، خون قربانی است. تا شخص مبتلا به خون نخورد، باد به حرف نمی‌آید. در هنگامی كه رقص و پایكوبی با ریتم‌های مخصوص و موزون شروع می‌شود،‌ شخص مبتلا با حركات موزون خود كم‌كم از حالت عادی خارج شده و از خود‌بی‌خود می‌شود و در حالتی شبیه خلسه فرو می‌رود. در این حالت، فرد مبتلا به زبان هندی و عربی یا سواحلی صحبت می‌‌كند (این افراد ظاهراً در حالت عادی هرگز نمی‌توانند به زبان هندی یا عربی یا سواحلی صحبت كنند).
وزن و آهنگ و ریتم موسیقی در مجلس نقش اساسی برعهده دارد. شخص مبتلا حال خود را نمی‌فهمد. در این میان، تنها بابای زار می‌‌تواند با وی حرف بزند. او از زار می‌پرسد كه اهل كجاست و اسمش چیست؟ و برای چه این مرد یا زن را اسیر كرده است؟ زار به زبان خودش (هندی، عربی یا سواحلی) جواب می‌دهد! آن‌گاه بابای زار می‌پرسد، برای این كه زار مركب خود (شخص مبتلا) را رها كند چه می‌خواهد و ...

مراسم زار، گاهی چندین شبانه‌روز به طول می‌انجامد و شخص زاری بعد از خلاص شدن، برای همیشه در جرگه اهل هوا در می‌آید و به زاری معروف می‌شود و همیشه باید لباس تمیز و سفید بپوشد و خود را مرتب بشوید و معطر كند، ‌لب به مِی نزند و هیچ كار خلافی نكند وگرنه زار دوباره آزارش می‌دهد. این مراسم دیرزمانی است كه در سواحل و جزایر هرمزگان برگزار می‌شود و در گذشته بسیار مفصل‌تر از امروز اجرا می‌شده است

توضیحاتی مفصل تر از این مراسم:

زار چيست؟

از مجموعه مبحثهايي كه به دست آمده است، زار يك نوع بيماري است كه در سواحل جنوبي ايران شيوع پيدا كرده است. معمولاً اين بيماري با معالجات پزشكي قابل درمان نمي‌‌باشد، زيرا معتقد هستند كه نوعي باد يا جن وجود شخص را تسخير مي‌كند كه تنها با برگزاري مراسم مي‌توان آن باد را آرام كرد و بيمار را از بيماري رهانيد. باد، زار يا جن جنوني است كه مريض را هوايي مي‌كند و تا بيرون نيايد ممكن است بيمار را از بين ببرد.

«بابازار» و «مامازار» كيست؟
اشخاصي كه به اين بيماري دچار و معالجه شده‌اند، به «اهل هوا» و كساني كه معالجات آنها را به عهده مي‌گيرند به بابازار يا مامازار معروف شده‌اند. براي مبتلا شدن به اين بيماري حد سني لازم نيست. از ده سالگي به بالا ممكن است وارد تن شخص شده و او را بيمار كند. 3

ريشه‌هاي تاريخي زار:

ساحل‌نشينان جنوب ايران، سالهاي سال با مرزنشينان خاكهاي ديگر كشورها، آشنايي،
رفت‌ و‌‌ آمد و آميزش داشته‌اند. راه دريا راه آشنايي مردم بوده است. وسيله رفت و آمد كشتي و جهازات معمولي بوده است كه مردم سواحل جنوب مي‌ساختند و به آب مي‌‌انداختند. مقصد اول اين ساحل‌نشينان آفريقا و مقصد بعدي هند بوده است.
آنها براي سفر به آفريقا، ابتدا عازم مسقط و خاك يمن مي‌شدند و سپس به مرز سومالي مي‌رسيدند و بعد به موگاديشو پايتخت سومالي وارد مي‌شدند و بالاخره از زنگبار و دارالسلام به تانزانيا مي‌رسيدند. زمان اين مسافرت گاهي سه سال طول مي‌كشيد.
بدين جهت فرهنگ ابتدايي «سواحلي» بيشتر از هر فرهنگ ديگري در آداب و سنن بوميان ساحل‌نشين جنوب ايران تأثير گذاشته است. اين چنين سفرها و رفت و آمدها و همسايگي با سرزمين عرب‌نشين و شيخ‌نشين و تماس بين آنها از راه دريا، باعث شده است كه مخلوطي از آداب و رسوم و اعتقادات سواحلي و عربي و هندي و ايراني، فرهنگ مردم اين سامان را تشكيل مي‌دهد.
در مورد مراسم زار، عقيده عمومي به وجود جني است به نام زار كه از حبشه به جهان اسلامي راه يافته است. عقايد مشابه دربارة جني كه موقتاً در وجود بعضي از افراد انساني حلول مي‌كند، در كشورهاي اسلامي، آسيايي و آفريقايي ديده شده است كه نامهاي مختلفي دارند. در نيجريه «حوري» و در مالايا «آموك» نام دارد. در حبشه اسم زار كه از نام خداي آسمان در فرهنگ «كوشي»ها گرفته شده «جار» ناميده مي‌شود. در زبانهاي ديگر آفريقايي «دار» يا «دارو» آمده است. اين خداي شرك بعد از مسيحي شدن حبشه به صورت يك موجود فوق بشري داراي قدرت متوسط ظاهر شده و از حبشه به عالم اسلام راه يافته است. در حبشه، مسلمانان و مسيحيان عقيده داشتند كه زار به طور عمده در رودخانه‌ها و آبهاي جاري زندگي و بدن اشخاص را تسخير مي‌كند و عقيده بر اين است كه مي‌توان زار را از بدن شخص تسخيرشده با طلسم و مناسكي كه پيروان هر دو مذهب به آن معتقدند، بيرون كرد. در اين مراسم از زار خواسته مي‌شود كه نامش را فاش كند زيرا با اين كار «زار» تمام قدرت خود را از دست مي‌دهد.

انواع ظاهري باد

بادها به دو طريق خود را نشان مي‌دهند.
1. يكي بادي كه مي‌بيند و نگاه مي‌كند و با چشم باز راه مي‌رود. اين باد از همه چيز باخبر است اگر «زيرش»5 بياورند از همه دنيا خبر مي‌دهد. اين بادي است كه مجلس داشته است شعر و آواز شنيده و برايش دهل زده‌اند و خون قرباني خورده است. اغلب بادهاي «بابازار» يا «مامازار»ها بينا هستند كه به باد صاف نيز معروف مي‌باشند.
2. دسته‌اي ديگر بادهاي كورند كه به بادهاي ناصاف معروف‌اند. اين باد مجلس و سفره نديده، خون نخورده، شعر و آواز و دهل نشنيده است.

بادهاي عمده و مشهور

1. باد زار zar: اين بادها همه كافرند، به جز عده‌اي محدود، همه را «باد سرخ» مي‌‌گويند.
2. نوبان Noban: بادي است كه شخص را عليل و بي‌حركت و افسرده مي‌كند.
3. باد مشايخ Mashayekh: عده‌اي مسلمان و پاك و بي‌خطر و عده‌اي ديگر خطرناك هستند. اين بادها در سواحل مسلمان‌نشين فراوان‌اند.
4. باد جن: بادهاي زميني يا زيرزميني هستند. همه خطرناك و زنجيري و داراي مضرات بسيارند.
5. باد پري: شامل پريهاي كافر و پريهاي اهل حساب‌اند. هر دو، شخص را مبتلا مي‌كنند. باد پري كافر و خطرناك است.
6. باد ديب «ديو»: قد بسيار بلند دارد و در بيابانها و جزاير به انسان بر مي‌خورد و همان دم انسان را بي‌جان و خشك مي‌كند.
7. باد غول: اين باد از دور همچون شتري مست پيدا مي‌شود و هر كس كه سر راهش قرار بگيرد، بي‌جان مي‌شود.
از انواع بادها، باد زار، نوبان و مشايخ شيوع بيشتري دارند و چون مبتلايان همان دم هلاك نمي‌شوند، احتياج به مراسم و مراقبت «اهل هوا» دارند. 5

تشخيص زار

زار را از زباني كه دارد مي‌شناسند كه از كدام خاك و يا از كدام ديار آمده است. اين تشخيص توسط بابازار يا مامازار صورت مي‌گيرد. بابا براي تشخيص اينكه فرد واقعاً مبتلا به نوعي باد هست يا نه. نوعي درمان گياهي را به تن فرد مي‌مالد و نيز معجون ديگري كه آن هم از داروي گياهي ساخته شده است به وي مي‌خوراند. هر زار وقتي كه خون مي‌خورد6 زير مي‌شود و به زبان در مي‌آيد و از درون كالبد شخص مبتلا و با حنجرة وي با بابازار يا مامازار صحبت مي‌كند و مي‌گويد كه از كدام ديار آمده است.
شيوع زارها در همه جا يكسان نيست. مركز اصلي‌شان همان سواحل است، كه زار از همان طرف پيدا مي‌شود. بابا بعد از اينكه مطمئن شد مريض دچار زار شده است وي را «رهن» مي‌كند. يعني كه تا زمان گرفتن مراسم براي تشخيص نوع زار و برآورد كردن درخواست زار، شيء يا مقداري پول به عنوان وديعه كه در نزد اهل هوا «رهن» ناميده مي‌شود، به بازوي مريض مي‌بندند و از زار مهلت مي‌خواهند تا در اولين فرصت مراسم را برگزار كنند.

انواع زار

زار انواع متفاوتي دارد. اين تفاوت در نوع ريتم حركت و «اوراد» و آواز است. تشخيص انواع زار توسط بابا يا مامازار است كه در اولين برخوردي كه با بيمار دارند، اعلام مي‌كنند. اين زارها عبارت‌اند از: متوري، شيخ شنگر، دينگامارا (Dingamara)، ام گاره، بومريوم (Bumaryom)، چين ياسه (Cinyase)، په په (Pepe)، داي كتو (Day keto)، بوجمبه (Bujambe)، بابور (Babur)، نمرود (Namrud)، تقروري (Tagruri) و قصاص (Gesas). و انواع بادهاي مسلمان به نام نوبان (نوبي)، مشايخ شامل: شيخ فرج (شيخ فري)، شيخ ادريس،‌شيخ عثمان، شيخ جوهر، شيخ البحر، شيخ ثائب، شيخ شريف، شيخ سيداحمد، شيخ سيدمحمد، شيخ جنو (جني) مي‌باشند. 7

متوري: به دو نوع زار جنگلي و صحرايي تقسيم مي‌شود. محل اصلي‌اش سواحل آفريقاست. در ايران، به «باد سواحلي» معروف است. اين باد صاف نيست و با سفره و خون و مراسم شعر مشكل صاف مي‌شود، زيرا متوري تنها نيست و هميشه همراه جنهاي مضر و خطرناك به سراغ فرد مي‌رود. متوري باد قانعي نيست هميشه لباسهاي حرير و خلخال و خيزران طلا مي‌خواهد. مبتلا ابتدا دچار گرفتگي قلب مي‌گردد، سياه مي‌شود و مي‌افتد. فريادهاي بلند مي‌كشد، غذا نمي‌خورد و دست و پايش خشك مي‌شود.

سازهاي متوري: 1. شش عدد هل پي په pipe (دهل يك سر)، 2. يك عدد زمري zamari به ساز متوري نيز معروف است. كرناي بسيار بزرگي است كه صداي بم و بلند دارد مثل شيهه اسب از فاصله دور شنيده مي‌شود.
شيخ شنگر: يكي از بادهاي خطرناك است كه هميشه در كوهها ساكن است. براي اينكه كسي را شكار كند از كوهها به طرف صحرا سرازير مي‌شود. اين باد هميشه بدن مريض را جوش مي‌دهد. شبها مانند بره سياهي به خواب مريض مي‌آيد و او با وحشت از خواب مي‌پرد و جيغ مي‌كشد. ترس و وحشت و جوش خوردن مبتلا روز به روز بيشتر مي‌شود. بابازار معمولي نمي‌تواند از عهده شيخ شنگر بر بيايد. بابازار بايد هفده خيزران8 داشته باشد. شيخ شنگر زار سنگيني است ولي كمتر ديده شده كه كسي را هلاك كند.

1. سازهاي شيخ شنگر: دو عدد دهل دو سر بزرگ، 2. يك عدد دايره9، 3. هفده عدد خيزران.10

دينگامارا Dingamara: به شكل پيرزني با هيكل قوزكرده در بالاي كوهها ديده مي‌شود. زاري است كه هر كجا صداي دهل بلند مي‌شود و بازي باشد در آنجا حاضر مي‌شود. بيشتر زنها دچار اين زار مي‌شوند. شخص مبتلا اول چشم‌درد و سپس دچار عارضه سردرد مي‌شود. اين زار در سواحل ايران مخصوصاً بندرعباس ديده شده است. اين زار در بازي «ليوا» حاضر مي‌شود. اين بازي آزاد و همگاني است و عده‌‌ زيادي براي اجراي مراسم آن حاضر مي‌شوند.

سازهاي دينگامارا: 1. دو عدد دهل بزرگ،2. يك عدد جره11

ام گاره emgare: اين زار كافر است و برخلاف ساير زارها عمل مي‌كند ولي موذي نيست و كمتر شخص را اذيت مي‌كند. بيمار دلواپس و ناراحت است. زياد راه مي‌رود و شبها بيدار مي‌ماند. گردش را دوست دارد و هفته‌ها غيبش مي‌زند، خنده از لبش نمي‌افتد و زياد غذا مي‌خورد. بعد از مدتي چاق و اهل عيش و عشرت مي‌شود. افراد به دليل شادابي اين زار، طالب آن هستند. اين زار در سواحل ايران كمتر ديده شده است.
سازهاي ام گاره: سه دهل دو سر بزرگ يا متوسط احتياج است.
بومريوم Bumariom: يعني زار پدر مريم. فقط سراغ زنها مي‌رود. زاري كم‌خطر و كم‌توقع است. او به يك پيراهن ساده و سفيد و يك خيزران معمولي قانع است. اين زار هميشه منتظر است تا زنها با هم دعوا كنند. آن وقت به سراغشان مي‌رود. گرفتار كمردرد مي‌شوند و زياد اخم و گريه مي‌كنند. در قديم در سواحل ايران شايع بوده است و در هرمز و حوالي بندرعباس و ميناب ديده شده است.

سازهاي بومريوم: سه دهل دو سر معمولي

چين ياسه cinyase: بادي است جنگلي كه در سواحل ايران ديده نمي‌شود، مگر آدمهايي كه به سواحل آفريقا رفته و گرفتار شده باشند. مردها دچار اين زار مي‌شوند. هميشه سر آبهاي شيرين و سر چاهها و شطها كمين مي‌كند. بيمار گم مي‌شود و وقتي پيدا مي‌شود آشفته حال در پاي درختان پيدايش مي‌كنند. اجراي اين زار در ايران به صورت نشسته و در سواحل آفريقا سرپا اجرا مي‌شود.

سازهاي چين ياسه: 1. پنج عدد خلخال12 ،2. دو عدد دهل، 3. دو عدد نقاره معمولي

په‌په pepe: بيشتر اعراب دچار اين زار مي‌شوند. اين زار در دبي و قطر بيشتر از همه جا ديده شده است. شخص تب و مدتها سرفه مي‌كند. سينه مريض را با ميخ يا تكه آهن گداخته داغ مي‌كنند ولي په‌په مانع مي‌شود.

سازهاي په‌په: 1. يك عدد بول كم13 ،2. يك عدد جره، 3. يك عدد دايره

نمرود Namrud: اين زار جزء بادهاي مضر است و طرفهاي عدن ديده شده است. در سواحل ايران كم است. اين زار به صورت درد كمر يا درد پا ظاهر مي‌شود.

سازهاي نمرود:1. يك عدد دهل دو سر معمولي 2. يك عدد جره 3. يك عدد بول كم

تقروري Tagruri: زاري است كه در عربستان و در صحرا وجود دارد. مريض به شكم‌درد مبتلا مي‌شود. براي ريز كردن اين زار از سه عدد دهل دو سر معمولي كه دائم نواخته مي‌شود استفاده مي‌كنند.
قصاص Gesas: اگر كسي از اهل هوا را اذيت كند به سراغش مي‌رود و قصاص مي‌كند. باد قصاص منتقم زاران است. تا زار رضايت ندهد با هيچ كوبيدني بيرون نمي‌رود. باد قصاص دهل ندارد و براي زير كردنش آداب و رسوم لازم نيست. او با هر آهنگي ممكن است رضايت دهد.
مابيت Mabit: شبيه شيخ شنگر و متوري است. زاري است كافر كه در سواحل ايران ديده نشده است. از زارهاي معروف و خطرناك آفريقايي است كه جاشوان ايراني، را كه از آن سواحل گذشته‌اند‌، مبتلا مي‌كند. اين زار شامل دو زار خطرناك است به نام خماري khommari و اياله Ayale كه هر دو با شمشير بازي مي‌كنند.
داي كتو Dayketto: در سواحل ايران يافت مي‌شود و زنهايي كه بيشتر دچار آن شده‌اند. ابتدا بي‌حالت و سپس به تدريج بدنشان سخت مي‌شود. اين زار در بندرعباس و ميناب و در فصل زمستان پيدا مي‌شود.

سازهاي داي كتو: 1. يك عدد دهل دو سر بزرگ، 2. دو عدد دهل دو سر متوسط
بوجمبه Bujambe: يكي از بادهاي صحرايي است. پيراهن بلند سفيد به تن دارد. تنها زاري است كه در سواحل آفريقا و عربستان و ايران با شمشير بازي مي‌كند زيرا به شمشير علاقه خاصي دارد. مبتلايان اغلب بدن خود را با شمشير زخمي مي‌كنند. اين زار در سواحل عربستان و قطر ديده شده است.
سازهاي بوجمبه: 1. يك عدد بول كم 2. يك عدد دهل دو سر متوسط
زار ليوا: اين مراسم در شبهاي چهارشنبه با كوبيدن طبل بزرگ و خواندن اشعار، همراه با حركاتي شبيه رقص صوفيان انجام مي‌گيرد. اين مراسم با از خود بي خود شدن يك يا چند نفر از مجريان ادامه مي‌يابد تا به اوج مي‌رسد و سرانجام در حالت آرامش اجراكنندگان، خاتمه مي‌يابد.
اين زار به مجردي هم معروف است. مجرد بودن نوعي بيماري است كه ناشي از گذر كردن انسان به تنهايي از معابر متروك از سكنه است كه منجر به حلول جن در تن شخص مي‌گردد. مراسم مجردي عبارت است از پيدا كردن جن از تن بيماران. اين مراسم چهارشنبه هر هفته توسط اهل هوا اجرا مي‌گردد.
بابور Babur: زاري دريايي و هميشه روي درياست. اطراف جهازها و لنجها كه مسافرت طولاني مي‌كنند، پرسه مي‌زند. بيشتر سراغ جاشوان و كارگراني كه از خانه و كاشانه‌شان دور هستند، مي‌رود. در ايران به آن «بابورجني» مي‌گويند. بيشتر مردها دچار آن مي‌شوند. زيرا آنها به مسافرتهاي طولاني مي‌روند. تشنجهاي شديد و گريه، گلوي آنها را مي‌گيرد.
سازهاي بابور: سه عدد دهل دو سر

چگونگي اجراي مراسم زار

روز قبل از اجراي مراسم يكي از اهالي اهل هوا خيزران به دست راه مي‌افتد و تك‌تك درها را مي‌زند و اهل هوا را براي بازي دعوت مي‌كند؛ اين فرد را «خيزراني» مي‌نامند.
بابازار و مامازار با دهلهاي مخصوص در صدر مجلس قرار مي‌گيرند. او يك دهل بزرگ به نام «مودندو» (Modendo) را روي سه ‌پايه‌اي مي‌گذارد بابا روي چهار‌پايه‌اي عقب دهل مي‌نشيند. كنار دهل بزرگ يك دهل به نام «گپ‌دهل» كه دو سر معمولي دارد و در كنار آن دهل ديگري به نام «كسر»15 در يك رديف قرار دارند. جلوي مودندو سيني نقره يا ورشويي مي‌گذارند كه درون آن «گشته سوز»16 و «كندورك»17 را در آتش دود مي‌كنند. بابازار ابتدا «مودندو» و بعد «گپ دهل» و سپس دهل «كسر» را دود مي‌دهد و بعد «تنگ»18شان را مي‌گيرد و سرجايشان مي‌گذارد.
قبل از شروع مجلس سفره مفصلي پهن مي‌كنند كه در اين سفره همه چيز موجود است. از انواع غذاها گرفته تا گياهان معطر و رياحين جنوب و ميوه كنار (Konar) خرما و گوشت و خوني كه براي مبتلاي زار سر سفره لازم است. خون سر سفره، خون قرباني زار است و اين قرباني معمولاً يك بز است كه در همان مجلس سرش را مي‌برند و خونش را در تشتي سر سفره مي‌گذارند. معمولاً تا زار خون نخورد به حرف در نمي‌آيد. اعتبار خون نشانة شدت و وابستگي شخص مبتلاست به اهل هوا. اعتبار و مقام هر بابازار يا مامازار به تعداد خونيهايي است كه خورده است. در مجلس زار، آوردن اسم خدا و رسول خدا و ائمه اطهار(ع) حرام است. زيرا زار زير نمي‌شود. هر كس كه وارد مي‌شود كفش خود را بيرون مي‌گذارد و بدون سلام گفتن در جرگة اهل هوا مي‌نشيند. در موقع نشستن نبايد با هيچ يك از حاضران صحبت كند. اگر چاي يا قهوه برايش آوردند بعد از صرف آن نبايد استكان يا فنجان را بر زمين بگذارد، بلكه بايد منتظر بماند تا خادم بيايد و ظرف را از دست او بگيرد. كسي نبايد بلند بلند حرف بزند. صحبت كردن جايز نيست. اگر كسي خلاف كند «حد» برايش معين مي‌شود و اين «حد» را بابا يا مامازار تعيين مي‌كند.
وقتي بابا يا مامازار احتمال بدهد كه شخص مبتلا به يكي از زارها شده است او را مدت هفت روز در حجاب و دور از چشم ديگران نگه مي‌دارد. ابتدا بدن شخص را تميز مي‌شويند و بعد مدت هفت روز مانع از ديدن زن و سگ و مرغ توسط بيمار مي‌شوند به علاوه در اين مدت چشم هيچ زني (محرم يا نامحرم) نبايد بر وي بيفتد. فقط بابازار يا مامازار مراقب اوست. تمام شبها معجون يا دواي مخصوص زاران به تن او مي‌مالند. براي بيرون كردن باد يا جن يا زار شخص مبتلا را مي‌خوابانند و انگشتان شست پاهايش را با موي بز به هم مي‌بندند. مقداري روغن ماهي هم زير دماغ مبتلا مي‌كشند و چند رشته موي بز (بعضي به جاي موي بز موي سگ را آتش مي‌زنند) هم آتش مي‌زنند و زير بيني او مي‌گيرند. سپس بابا با خيزران جن را تهديد مي‌كند كه از بدن وي خارج شود و با ضربه‌هايي كه به تن بيمار مي‌زند، جن با ناراحتي زياد و با جيغ و داد مركبش را رها و فرار مي‌كند. بعد از فرار جن تنها براي زير كردن باد و زار سفره و بساط بازي و آواز و نذر و نياز و همچنين خون و قرباني براي تشكيل بازي بعدي لازم است.
سر بيمار با پارچه‌اي پوشانده مي‌شود و ديگران دايره‌وار او را احاطه مي‌كنند. بابازار با خيزراني كه در دست دارد مي‌ايستد و شروع به آواز خواندن مي‌كند و با هر ضرب‌آهنگ،‌‌ بابازار با خيزران خود، آهسته به بيمار مي‌زند و بيمار با ضربه آهنگ، سر خود را به چپ و راست حركت مي‌دهد.
موسيقي عنصري است كه فرد زاري را به سوي خود مي‌طلبد. هر زار موسيقي و شعر مخصوص دارد كه ريتم آن بنابر نوع شعر تغيير مي‌كند.

انواع موسيقي زار

موسيقي جنوب تقريباً به سه دسته تقسيم مي‌شود:

1. يك دسته بيشتر به كشورهاي عربي شامل عراق، مصر و سوريه، كويت و بعضي كشورهاي خليج فارس گرايش دارند. مانند خوزستان.

2. بعضي به كشورهاي هند و پاكستان و افغانستان گرايش دارند مانند سيستان و بلوچستان

3. بعضي ديگر به كشورهاي سواحل آفريقا و هندوستان و كشورهاي جنوبي خليج فارس گرايش دارند مانند بندرعباس.
نوع سازي كه در اين منطقه به كار مي‌رود مربوط به خود اين منطقه است. ولي سازهاي خوزستان و سيستان و بلوچستان بيشتر به كشورهاي عربي و هند شبيه است.
محرمات اهل هوا
هر كس كه در جرگة اهل هواست هميشه بايد لباس تميز و سفيد تن كند و مرتب خود را بشويد و معطر كند و از محرمات زير دوري كند:

1. حق ندارد به مرده دست بزند. چه مردة انسان چه مردة حيوان.

2. نبايد به نجاست دست بزند و خود را آلوده كند.

3. نبايد جارو و لنگه كفش و غليان را از بالاي سر بيمار رد كنند.

4. نبايد لباس كثيف بر تن كند.

5. اگر كسي بخواهد سيگارش را با سر غليان يك نفر از اهل هوا روشن كند ابتدا بايد اجازه بگيرد والا باد آن شخص به آزار مركبش مي‌پردازد.
6. نبايد مي بخورد و مست با نامحرم نزديكي كند.

...::: هـرمزگانـی دات نـت :::...

فیلم زار یا بادجن،اهل هوا

در جزیره قشم توسط احمد بازماندگان قشمی ساخته شده است که در این فیلم چگونه برگزار شدن مراسم  زار و چگونه اجرا شدن موسیقی نحوه خواندن اشعار را به تصویر می کشد که در آخر فیلم تحولات روحی بیماران زار را به همراه حرکات موزون به نمایش در می آورد.

.

...::: هـرمزگانـی دات نـت :::...

ادامه متن >>>

عکس پشت صحنه فلیم



زمان این فیلم مستند بدون متن 20 دقیقه است . که برای اولین بار در جشنواره فیلم اردیبهشت در استان هرمزگان بعنوان اولین فیلم بودار کشور معرفی گردید. زیرا فیلم بهمراه عطرهای محلی و بخورهای که در مراسم استفاده می شود به نمایش گذاشته شد. که مورد توجه بسیاری ازمطبوعات و سایتهای خبری قرار گرفت.

.

...::: هـرمزگانـی دات نـت :::...

.

...::: هـرمزگانـی دات نـت :::...

.

علاقمندان می توانند این فیلم را از شرکت سیمای آفتاب قشم تهیه نمایند.